ایلول و علی آصف که در گذشته به عنوان معلم و دانشجو تغییرات قابل توجهی در زندگی یکدیگر ایجاد کرده اند، سال ها بعد دوباره به عنوان پزشک در همان بیمارستان ملاقات می کنند.
آپارتمان بی گناهان براساس واقعیت است. زندگی اینجی (فراح زینب عبدالله) که با پدربزرگ و برادر زندگی میکنه با تصادفی که میکنه عوض میشه. این تصادف اونو با هان و خانواده ی مرموزش آشنا میکنه. هان همراه خواهرش که زندگیش پر از وسواس های مختلفه و گلبن که ترس از دست دادن خواهر برادرانش رو داره زندگی میکنه. آیا عشق قدرت اینو داره که با وجود تمام مشکلات مانع از جدایی اینجی و هان بشه؟
اورن أرگوون آدم ثروتمند وداراي هتلهاي زياديست.زنش “يلديز” بهمراه دو فرزندش “آتش” و “سو” در استانبول يك زندگي اشرافي دارند.”إورن” در بودروم كه قسمت بزرگي از هتلها در آنجاست با همسر دومش زنگي پنهاني دارد.”إورن” با تصميمات اشتباه مدام،ورشكسته شده و آرامشش بهم ميخورد.خانواده “أرگوون” تنها چيزي كه دردست دارند يك خانه كوچك و نصف يك هتل كوچك در بودروم كه از پدر “يلديز” به ارث برده است،مانده كه آنها مجبورند در اينجا سكونت كنند و نصف ديگر اين هتل كوچك مال “فريال” كه عشق سابق “يلديز” بوده است…
موضوع خانواده ای است که به شهر بزرگ ترکیه استانبول مهاجرت میکنند و با رویداد های تازه ای به شکل ناخواسته روبرو میشوند.شخصیت اصلی این سریال مردی به نام علیرضا است که همراه همسرش هایریه و پنج فرزندش: فیکرت،شفکت،نژلا،لیلا،عایشه در شهر کوچکی زندگی میکنند.
ژلا در دانشگاهی واقع در استانبول قبول میشود.علیرضا و تمام خانواده اش به استانبول میروند.علیرضا و خانواده اش به خانه ای اصیل و با اصالت ولی غیر قابل سکونت میروند و پس از تعمیرات در آن جا ساکن میشوند.خانه دو طبقه بود در طبقه اول آشپز خانه،سالن٬دو اتاق که یکی از آن ها اتاق کار علیرضا و دیگری اتاق خواب شفکت بود.
اتاق قرمز در یک مطب درمانگر در استانبول قرار دارد، جایی که زنان و مردان آسیب پذیری را می بینیم که برای درمان و رسیدگی به آسیب ها و مشکلات خود از آنجا عبور می کنند.
پلین که در مسائل عشق و عاشقی اصلا شانس نیاورده ، بلاخره طلسم رو میشکنه و تصمیم به ازدواج با مرد رویاهاش میگیره . فقط داماد آینده ، تولگا در روز عقد به یکباره گم و گور میشه و به این ترتیب کسی که پلین عاشقشه در روز عروسیش ترکش میکنه . بعد از این اتفاقات ، یک زن با تجربه دلیل خوشحال نبودن پلین رو آه و نفرین یک نفر که پلین در گذشته اون رو ناراحت کرده بیان میکنه . و همه چیز بعد از اون شروع میشه که پلین به دنبال این آدم میفته تا ازش عذرخواهی کرده و خودش رو مورد بخشش اون قرار بده ...
آسلی و بوراک که شخصیت و زندگی متفاوت و حتی متضادی دارن ، به طرز عجیبی با هم آشنا میشن . در حالیکه فکر میکنن دیگه همدیگر رو هیچوقت نبینن ، آسلی ، بوراک و وُلکان در بُدروم وارد بازی میشن که آخرو عاقبتش معلوم نیست . زنجیره تصادفات اونا رو حتی در بُدروم هم ول نمیکنه و …
نسلیهان زندگی ای داره که از بیرون عالی به نظر میاد و همه حسرتش رو میخورن. نسلیهان هم این توهم رو باور کرده، و در حالی که فکر میکنه زندگی بیعیب و نقصی رو میگذرونه، متوجه میشه مورد اعتمادترین فرد زندگیش، شوهرش، خیلی وقته داره بهش خیانت میکنه. اونم با دختری که اون رو جای خواهرش میدونه. سنگ روی سنگ بند نمیشه و نسلیهان مجبور میشه درست و غلط، و خوب و بد رو دوباره زیر سوال ببره و معنایی دوباره بهشون بده. تا بتونه دوباره سر پا بایسته و به خاطر خودش، به خاطر خانوادهاش، و به خاطر بچههاش بجنگه…
ابرو پس از مرگ شوهرش به دلیل مشکلات مالی باید به زادگاه شوهرش برود. آیا ابرو متوجه خواهد شد که در یک دروغ بزرگ در مورد پسرش که فکر می کرد مرده است زندگی می کند؟