- میانگین رای 1,987 نفر
- ژانر
- وضعیت پخشدر حال پخش
- محصول
- زبان
- مدت زمان144 دقیقه
زندگی پسر جوانی به نام یامان که همراه با دوستانش در خیابان ها بزرگ می شود و با چالش های بقا روبرو می شوند.
دوبله فارسی (دو ساعته) قسمت 29 اضافه شد.
زندگی پسر جوانی به نام یامان که همراه با دوستانش در خیابان ها بزرگ می شود و با چالش های بقا روبرو می شوند.
دوبله فارسی (دو ساعته) قسمت 29 اضافه شد.
دنیز و یکی از معروف ترین بسکتبالیستهای کشور به اسم آتش زندگی مشترک خوبی دارند تا زمانی که تیم بسکتبال در مطبوعات متهم به تجاوز به دختری که خدمات اسکورت ارائه میداد شدند و در ادامه فیلمی که نشان میداد آتش هم در این ماجرا نقش داشته…
تونجای عاشق نوشتن است، در یک آژانس تبلیغاتی کار می کند که صاحب آن اجه، به داروهای ضدافسردگی اعتیاد دارد. جان و بورجو هم کارمندهای دیگر آژانس هستند. آنها هر روز با مهمانهای جدید و سوژه های جالبی رو به رو می شوند…
یک خیاط معروف شروع به دوختن لباس عروسی برای نامزد بهترین دوستش می کند - اما هر سه رازهای تاریکی دارند که به زودی زندگی آنها را خراب می کند.
دوبله فارسی قسمت 7 و 8 از فصل دوم اضافه شد
داستان عشق اونور، وارث خانواده بی اوغلو، یکی از ثروتمندترین افراد کشور، و زینب ایده آلیست که معلم مدرسه خانواده است، که برای آن هزینه زیادی خواهند پرداخت.
دوبله فارسی (دو ساعته) قسمت 1 تا 4 اضافه شد.
عازم قنبر که قبلا پلیس بوده، همراه با دوست صمیمیش پِله برای دنبال کردن پرونده کسانی که مورد ظلم قرار گرفتند، گروهی تشکیل میدهند. زندگی خصوصی عازم هم بشدت بهم ریخته است و بعد از حادثه تلخی که تجربه کرده است، مادرش که در ترابزون زندگی میکند میخواهد ملیکه، دوست دوران کودکیش را به همسری اون بگیرد…
هالیس سوارکار جوانی است که برای قهرمانی در مسابقات اسب سواری خودش را آماده میکند. او و بگوم، دختر صاحب اصلی اسب عاشق یکدیگر هستند و...
زمانی که رجب در سوگواری از دست دادن دوستش "عیصمت" است، متوجه میشود که عیصمت یک قرار داده نا تمام برای حمل یک گروه ورزشکار به خارج از کشور برای رقابت های ورزشی المپیک بر جای گذاشته است ، رجب نیز با نوراله به وسیله ی اتوبوس عیصمت راهی جاده می شوند ، در حین سفر رجب پیشنهاد ناهار به ورزشکاران را می دهد ولی داخل رستوران به سرآشپز طبق دستور غذایی خودش پیشنهاد میکند که روغن موتور به غذا اضافه کند و اینگونه است که ورزشکاران بعد از خوردن لوبیا مسموم میشوند و رجب پس از متوجه شدن این موضوع تصمیم میگیرد با گروه خودش به جای آن ها وارد مسابقات بشود...
با کمال تعجب رجب به جای قونیه (شهر آناتولی ترکیه) خود را در کنیا می یابد و ماجراجویی آغاز می شود.
در این قسمت از ماجراجوییهای رجب، وی به همراه دوستش نورالله، به روستایی سفر میکند تا از خانهی مادربزرگش که به او ارث رسیده، دیدار کنند. طولی نمیکشد که رجب و دوستش از مشکلات مردم روستا مطلع میگردند و ..