- میانگین رای 9,820 نفر
- ژانر
- وضعیت پخشپایان یافته
- محصول
- زبان
- مدت زمان45 دقیقه
یک هنرمند جوان خود را موظف می بیند که داستان عشق خود را برای پنهان کردن یک راز خانوادگی قربانی کند.
یک هنرمند جوان خود را موظف می بیند که داستان عشق خود را برای پنهان کردن یک راز خانوادگی قربانی کند.
داستان زندگی دختر جوان و زیبایی را نشان میدهد که با یک پسر به نام مهنّد که از یک خانوادهی اشرافی و ثروتمند است، ازدواج کردهاست. مهند زنی را که دوست دارد در تصادفی وحشتناک از دست میدهد و اینک دلزده از زندگی است. نور دختری که در کودکی دوستش داشته است، از طرف پدربزرگش برای ازدواج به او پیشنهاد ...
وقتی یک رزیدنت عجیب و غریب به تیم ملحق می شود، یک واحد جراحی برجسته وارونه می شود. علی مبتلا به سندرم ساوانت است و حتی با وجود اینکه او پزشک فوق العاده ای است، برقراری ارتباط با دیگران را برایش سخت می کند. سایر پزشکان ...
ایلول و علی آصف که در گذشته به عنوان معلم و دانشجو تغییرات قابل توجهی در زندگی یکدیگر ایجاد کرده اند، سال ها بعد دوباره به عنوان پزشک در همان بیمارستان ملاقات می کنند.
آپارتمان بی گناهان براساس واقعیت است. زندگی اینجی (فراح زینب عبدالله) که با پدربزرگ و برادر زندگی میکنه با تصادفی که میکنه عوض میشه. این تصادف اونو با هان و خانواده ی مرموزش آشنا میکنه. هان همراه خواهرش که زندگیش پر از وسواس های مختلفه و گلبن که ترس از دست دادن خواهر برادرانش رو داره زندگی میکنه. آیا عشق قدرت اینو داره که با وجود تمام مشکلات مانع از جدایی اینجی و هان بشه؟
اورن أرگوون آدم ثروتمند وداراي هتلهاي زياديست.زنش “يلديز” بهمراه دو فرزندش “آتش” و “سو” در استانبول يك زندگي اشرافي دارند.”إورن” در بودروم كه قسمت بزرگي از هتلها در آنجاست با همسر دومش زنگي پنهاني دارد.”إورن” با تصميمات اشتباه مدام،ورشكسته شده و آرامشش بهم ميخورد.خانواده “أرگوون” تنها چيزي كه دردست دارند يك خانه كوچك و نصف يك هتل كوچك در بودروم كه از پدر “يلديز” به ارث برده است،مانده كه آنها مجبورند در اينجا سكونت كنند و نصف ديگر اين هتل كوچك مال “فريال” كه عشق سابق “يلديز” بوده است…
موضوع خانواده ای است که به شهر بزرگ ترکیه استانبول مهاجرت میکنند و با رویداد های تازه ای به شکل ناخواسته روبرو میشوند.شخصیت اصلی این سریال مردی به نام علیرضا است که همراه همسرش هایریه و پنج فرزندش: فیکرت،شفکت،نژلا،لیلا،عایشه در شهر کوچکی زندگی میکنند. ژلا در دانشگاهی واقع در استانبول قبول میشود.علیرضا و تمام خانواده اش به استانبول میروند.علیرضا و خانواده اش به خانه ای اصیل و با اصالت ولی غیر قابل سکونت میروند و پس از تعمیرات در آن جا ساکن میشوند.خانه دو طبقه بود در طبقه اول آشپز خانه،سالن٬دو اتاق که یکی از آن ها اتاق کار علیرضا و دیگری اتاق خواب شفکت بود.
اتاق قرمز در یک مطب درمانگر در استانبول قرار دارد، جایی که زنان و مردان آسیب پذیری را می بینیم که برای درمان و رسیدگی به آسیب ها و مشکلات خود از آنجا عبور می کنند.
نسلیهان زندگی ای داره که از بیرون عالی به نظر میاد و همه حسرتش رو میخورن. نسلیهان هم این توهم رو باور کرده، و در حالی که فکر میکنه زندگی بیعیب و نقصی رو میگذرونه، متوجه میشه مورد اعتمادترین فرد زندگیش، شوهرش، خیلی وقته داره بهش خیانت میکنه. اونم با دختری که اون رو جای خواهرش میدونه. سنگ روی سنگ بند نمیشه و نسلیهان مجبور میشه درست و غلط، و خوب و بد رو دوباره زیر سوال ببره و معنایی دوباره بهشون بده. تا بتونه دوباره سر پا بایسته و به خاطر خودش، به خاطر خانوادهاش، و به خاطر بچههاش بجنگه…
ابرو پس از مرگ شوهرش به دلیل مشکلات مالی باید به زادگاه شوهرش برود. آیا ابرو متوجه خواهد شد که در یک دروغ بزرگ در مورد پسرش که فکر می کرد مرده است زندگی می کند؟